روش برکس (Berkus Method) برای ارزش گذاری استارتاپ ها

روش های ارزش گذاری که برای تعیین ارزش یک استارتاپ توسط سرمایه گذاران مورد استفاده قرار              می گیرند، بسیار متنوع است. در این روش ها، ارزش استارتاپ ها را بر اساس  Pre-Money Valuation ارزیابی    می کنند که در واقع ارزش استارتاپ در زمان سرمایه گذاری است. برای محاسبه این ارزش راهکارهای مختلفی وجود دارد که یکی از آن ها، روش برکس (Berkus Method) است.

روش برکس (Berkus Method) در ارزش گذاری استارتاپ ها

 

روش برکس برای ارزش گذاری استارتاپ ها
روش برکس برای ارزش گذاری استارتاپ ها

روش برکس (Berkus Method) از ساده ترین روش ها برای ارزش گذاری یک استارتاپ است. در این روش در واقع ارزش استارتاپ تخمین زده می شود.

برکس خود یکی از فرشتگان سرمایه گذار است که تا به حال تخمین های زیادی در مورد استارتاپ ها انجام داده است. بر پایه نظر وی تنها یکی از هر ۲۰ استارتاپ می توانند مطابق با پیش بینی های درآمدی جلو بروند. در نتیجه وی تصمیم گرفت تا روشی بر اساس معیارهای مهم در یک استارتاپ ارائه کند تا بنا بر آن تخمین ارزش یک استارتاپ دقیق تر انجام شود.

روش برکس (Berkus Method) برای استارتاپ هایی که بر پایه تکنولوژی هستند بسیار مناسب و کاربردی است ولی می تواند در مورد استارتاپ هایی با زمینه های دیگر نیز مورد استفاده قرار گیرد.

در این روش، استارتاپی مشابه با ویژگی های استارتاپ مورد نظر پیدا شده و بر اساس پنج معیار استارتاپ مورد ارزیابی قرار می گیرد. این پنج معیار عبارتند از:

۱داشتن ایده مناسب

۲در اختیار داشتن نمونه اولیه یا پروتوتایپ

۳برخورداری از تیم مدیریت با ویژگی های مناسب

۴شکل دادن به روابط استراتژیک مناسب

۵فروش محصول یا داشتن کاربر

به این ترتیب موسسان استارتاپ ایده خوبی از میزان ارزش استارتاپ خود و آن چه که در این بین نیاز به ارتقاء دارد پیدا خواهند کرد.

روش برکس (Berkus Method) برای استارتاپ هایی که در مرحله قبل از درآمدزایی (pre-revenue) هستند بسیار مناسب است. در واقع این استارتاپ ها در مراحل ابتدایی کار خود بوده و هنوز نتوانسته اند درآمدی را کسب کنند. در این مرحله درآمدی برای تعیین میزان ارزش یک کسب و کار یا استارتاپ وجود ندارد.

پیش فرض برکس برای تدوین این روش ارزش گذاری این است که استارتاپ ها می توانند در ۵ سال آینده ۲ میلیون دلار درآمد ایجاد کنند. بر این اساس هر یک از پنج معیاری که توسط وی پیشنهاد شده بودند، در نهایت ۵۰۰ هزار دلار ارزش خواهند داشت.

برکس برای ارزش گذاری استارتاپ پیشنهاد می کند که اگر ایده مناسبی برای آن وجود دارد، ۵۰۰ هزار دلار به آن بیافزایید. این ایده مناسب در واقع ارزش پایه ای این استارتاپ را نشان می دهد. اگر پرتوتایپ یا نمونه اولیه ای برای این استارتاپ وجود دارد ۵۰۰ هزار دلار به آن بیافزایید. این نمونه اولیه در واقع ریسک ناشی از تکنولوژی را در این استارتاپ کاهش می دهد. اگر تیم مدیریتی خوبی دارد ۵۰۰ هزار دلار به ارزش این استارتاپ بیافزایید. برخورداری از تیم مدیریتی خوب می تواند ریسک ناشی از اجرا را در این استارتاپ کاهش دهد. اگر موسسان این استارتاپ توانسته اند روابط استراتژیک مناسبی را شکل دهند ۵۰۰ هزار دلار به ارزش این استارتاپ بیافزایید. داشتن روابط استراتژیک که می توانند در مراحل بعدی رشد استارتاپ برای آن حیاتی باشند در واقع ریسک ناشی از بازار و رقابت را در این استارتاپ کاهش می دهد. اگر استارتاپ توانسته محصول خود را به فروش رساند و یا کاربرانی جذب کند، ۵۰۰ هزار دلار دیگر به ارزش این استارتاپ بیافزایید. این معیار در واقع میزان ریسک ناشی از تولید را در استارتاپ کاهش می دهد.

نهایت ارزشی که می توان بر این اساس به یک استارتاپ تخصیص داد، ۲/۵ میلیون دلار است. استارتاپی که در مرحله pre-revenue قرار دارد نهایت ارزشی که بر این اساس دریافت می کند ۲ میلیون دلار است.

البته سرمایه گذار در ارزش گذاری با استفاده از این روش می توانند رقم هایی بسیار پایین برای هر معیار اختصاص داده و ارزش استارتاپ مورد نظر را نیز بسیار کم تر ارزیابی کنداین روش برای ارزش گذاری استارتاپ ها در مراحل اولیه بسیار مفید است.

البته این روش ایراداتی نیز دارد که از آن جمله می توان به عدم در نظر گرفتن بازار یا شرایط رقابتی اشاره کرد که در بسیاری از سناریوهای استارتاپی دارای اهمیت زیادی می باشد.

با به اشتراک گذاری این مطلب در رسانه های اجتماعی از ما حمایت کنید.

مونا مظاهری

دانش آموخته رشته MBA با گرایش Multimedia Marketing از دانشگاه MMU بوده و در حال حاضر به عنوان مشاور مارکتینگ و برندینگ مشغول به فعالیت هستم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: Content is protected !!